ه‍.ش. ۱۳۹۲ تیر ۲۲, شنبه

- بگو مگوی عاشقانه

شاید عاشقانه های زیادی به شعر در آمده باشند و از آن میان تعدادی به موسیقی آمیخته شده باشند و تصنیفی یا ترانه ای یا دکلمه ای عشق آلود خلق کرده باشند که به زیبایی زبر لبها زمزمه شوند ولی معدودی از آنها توانسته اند حس نزدیکی به قلبم را در من ایجاد کنند. از این میان تصنیف "بگو بگو" از کارهای محسن نامجو عجیب به روح من نزدیک است. این تصنیف را نامجو بر اساس شعری که معشوقش" آرزو خسروی" سروده بود ساخته و به زیبایی هرچه تمامتر اجرا کرده است. بسیار دوست می دارم... :
بگو بگو
که چه کارت کنم بگو
که چه کارت کنم ز گریه جویم و دل را
بگو بگو
که شکارت کنم بگو
که شکارت کنم به غمزه مویم و آه
ببین ببین
که فغانت کنم ببین
که فغانت کنم ز خنده چینم و لب را
ببین ببین
که نشان‌ت کنم ببین
که نشان‌ت کنم ز فتنه کین‌م و آه
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه‌های غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا من
به کوی میکده دیگر علم برافرازم
بیا بیا
که نگارت شوم بیا
که نگارت شوم به طرفه سایم و تن را
بیا بیا
به زیارت شوم بیا
به زیارت شوم چو خسته‌ پایم و آه
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه‌ی دولت به نام ما افتد
شکن شکن
که شیارت کنم شکن
که شیارت کنم ز شرح شاهد و شور آه
شکن شکن
چه شرارت کنم شکن
چه شرارت کنم ز شمس شاهد و شور
بیا بیا
که نگارت شوم بیا
که نگارت شوم به طرفه سایم و تن را
بیا بیا
به زیارت شوم بیا
به زیارت شوم چو خسته ‌پایم و آه
ببین ببین
که فغانت کنم ببین
که فغانت کنم ز خنده چینم و لب را
ببین ببین
که نشانت کنم ببین
که نشانت کنم ز فتتنه کین‌م و آه
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
به نیمه‌شب اگرت آفتاب می‌باید
ز روی دختر گل‌چهر رز نقاب انداز
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد
بگو بگو
که چه کارت کنم بگو
که چه کارت ک…

۶ نظر:

ناشناس گفت...

آخه این شعر بی سر و ته چیه که خیلی هم دوست می داری

قاصدک گفت...

توصیه می کنم فایلش رو داونلود کنی و گوش بدی فکر کنم نظرت عوض بشه

ناشناس گفت...

شعر در درجه اول باید خودش به تنهایی بتواند مطرح بشه نه با موسیقی و یا با صدای خواننده ای یعنی وقتی میخوانشی باهات ارتباط بر قرار کنه شعر وابسته به موزیک و خوانند یه جاش می لنگه البته این نظر شخصی منه شاید هم اشتباه می کنم

قاصدک گفت...

حالا تو رو خدا، جون من گوش بده بعد نظرتو بگو

ناشناس گفت...

گوش دادم اونم چند باررررررررررر اما باز هم حال نکردم خب سلیقه ها فرق میکنه ! چیکار کنم؟

زردالو گفت...

تا حالا گوش ندادم