ه‍.ش. ۱۳۹۰ خرداد ۲۳, دوشنبه

- امید به اصلاح

دو سال گذشت. قبل ازآن روزهای تیره ، شبهای روشنی داشتیم.جوانها در خیابان و پیرها ... پیری نبود. همه جوان بودند و همه تا پاسی از شب در خیابانها به امید صبح روشن . بحث بود و گفتمان و تعامل. خشونتی نبود اما . چراغ امید در دلهای همه روشن بود چرا که همه یک چیز می خواستیم : اصلاح
سبزها و زرد ها و سفیدها ، بدون هیچ خشونتی با چفیه پوشها و موتور سوارها بحث می کردند و حاصل ، نه صورت خونینی بود و نه سر شکسته ای و نه جنازه له شده زیر چرخ ماشین.مردم همه یکپارچه انرژی بودند و شور و این همه از برکت امید بود. امید به اصلاح!
تا اینکه در همان شب شمارش آرا، همان موقع که تازه یک ساعت از پایان رای گیری گذشته بود صدای چکمه گاردی های سیاه پوش در کوچه های خیابان "جویبار" پیچید و گاز فلفل اشک همه را در آورد و دلهایمان لرزید.مردها کتک خوردند. زنها زیر دست و پا ماندند و حکایت مقاومت در برابر رای ملت آغاز شد. امید ها کم کم به نا امیدی گرایید و مشتها گره شد.خشم دندانها را می سایید و مهر سکوت بر لب بود.چفیه ها از گردن باز شد و بر صورت بسته شد. برادرهای خندان حالا دیگر کف بر دهان می آوردند. "دوستان عزیز سبز" حالا دیگر " خس و خاشاک" و " بزغاله" و " دشمن " و "مزدور" و "فاحشه " و "خائن" خطاب  می شدند . مقاومت در برابر اصلاح سخت تر می شد و امید به اصلاح کمتر.
دیروز که دومین سالگرد این واقعه تلخ بود دیدیم که حکومت قصد انعطاف ندارد و توده مردم هم امیدش به  اصلاح را از دست داده است و این خوشایند نیست.
پدرانمان سالها قبل راهی را رفتند که ما نخواستیم و نمی خواهیم برویم. عرب ها نشان دادند که چه راحت میشود آن راه را رفت ولی ما انقلاب نمی خواهیم. ما حکومت داریم و اصلاحات می خواهیم. قانون اساسی ما بجزدر چند کلمه یا بند تغییر چندانی لازم ندارد که یک قانون اساسی خوب باشد. مشکل ما نداشتن قانون نیست مشکل ، عمل نکردن به قانون است.مشکل ، بودن دستهای قدرتمندتر از قانون است.
ولی افسوس ، روزهای گذشته نشان از سرسختی سیستم حاکم در برابر خواست اکثریت دارد و این رفتار حرکت به سمت اصلاحات را سخت میکند تا آنجا که یا توده به حرکتهای انقلابی رو می آورد یا اینکه اختلافات موجود در بین سران حاکم منجر به کودتا خواهد شد که هیچکدام به نفع اصلاحات و به نفع منافع عمومی کشور نخواهد بود.

۵ نظر:

میم گفت...

کِی اوضاع درست می شه واقعا؟؟:|

قاصدک گفت...

ای کاش میشد با اطمینان گفت ولی من فکر میکنم یکسال آینده آبستن حوادث زیادی مثل کودتا و این حرفاست. البته من رمال و عامل سیا نیستم. تحلیلم از اوضاع اینو میگه. خدا کنه غلط از آب در بیاد.

-Unknown- گفت...

والا من که اهل سیاست نیستم...
چه گویم که ناگفتنم بهتر است ...

قاصدک گفت...

حالا یه چی می گفتی دلمون خوش بشه

زردالو گفت...

طی یک پیشگویی سال 92 سال خون هست .البته من فقط شنیدم خداکنه اینجورنباشه .