ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۶, شنبه

- سگمان زایید

 روز چهارم فروردين بود که سگمان 10 قلو زاييد. يکي همان اول مُرد يا بقول نگهبان سايت مان " مادرشان يکي را مي خورَد. " ماندند 9 تا توله رنگ وارنگ که اندازه يک موش بودند و چشمهايشان بسته بود و صداي زيق زيق در مي آوردند.
 حالا با گذشت بيش از يکماه 4 تاي ديگر هم مردند و 5 توله باقيمانده ، کارگاه بي پول و پوکيده ی ما را تبديل به سيرک کرده اند. از سر و کول هم بالا مي روند و بازي هاي بامزه اي مي کنند. کنجکاوي کودکانه شان هم سرگرم کننده است.مادرشان هم گويا نمي خواهد تناسب اندامش را بيش از اين از دست بدهد. درست در يک ماهگي آنها را از شير گرفت و برنج خورشان کرد!
 خلاصه که 5 تا توله سگ قد و نيم قد در حالي که هنوز موقع راه رفتن عادي هم دست و پايشان قاطي مي شود و با پوزه به زمين مي افتند بين نفرات سايت وول مي خورند. علي ؛ کارگر خدماتمان چپ و راست برايشان ته مانده غذاي خودش را مي آورد و با لهجه جهرمي صدايشان مي زند: تخم سگا ؛ بيايد بخوريد! بعد آرام با خودش زمزمه مي کند: زبون بستا ! سگ نديديم برنج بخوره. خاک تو سر اون مادر پدر سگتون که يکماه بهتون شير داد و حالا باز با اين سگاي ولگرد  لاس مي زنه!
توله ها هر کدام شبيه يکي از همان سگهاي ولگرد هستند. معلوم است که اين پدر سگها هفت - هشت تايي پدر دارند. اما درد سر ما به همين جا ختم نمي شود. گويا برو بچ سايت براي اينکه از غذا خوردن توله ها لذت مي برند ته مانده غذايشان را براي آنها مي گذارند و هنوز ساعت 3 نشده همه گرسنه اند. خلاصه که بي پول بوديم ، عيالوار هم شديم
 ( سه غم اومد به جونم هر سه يکبار     خر لنگ و زن ننگ و طلبکار!!! )
علي ( همان کارگر خدمات ) همينطور که زمين را تِي مي کشد غرغر مي کند که : يک کيلو گوجه سه هزار تومن ، شير هزار و پونصد ! آواره مرگشون برن بغداد ببينيم چه گهي مي خورن!؟

مي گويم : علي آقا ؛ به کي فحش مي دي؟ معذرت خواهي مي کند و با همان پاي لنگ ، تي کشان از اتاق خارج مي شود. بيرون ؛ يکي از توله ها ديگري را خوابانده و دارد گوشهايش را مي جوَد. با خودم  مي گويم : ما نگاهمان به دست کارفرماست و اين کارگر ساده اميدش به سازشهاي اجلاس بغداد ! اين توله ها اميدشان به کيست؟ خدا مي داند...!

۳ نظر:

چرک نویس گفت...

عکسها خیلی قشنگ بودن

زردالو گفت...

توضیحات عکس آخر کافی نبودا

maryam گفت...

ham axato dust dashtam ham qalameto