ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۱۰, یکشنبه

محمد نوري

چقدر دير با تو آشنا شدم ولي چه خوب با تو بودم. لحظات زيادي با احساس و صداي گرم تو تبديل به لحظات به يادمادني شد و چه بسيار زمانها كه در جمع دوستان ترانه هايت را عاشقانه زمزمه كرديم.
ناز مريم‘چشماتو واكن
سری بالا كن
در اومد خورشيد
شد هوا سپيد
وقت اون رسيد
كه بريم به صحرا
آآآآآي نازنين مريم آآآآآي نازنين مريم....
بغض راه نفس را گرفته و اشك دو دو مي زند و تو ديگر نيستي كه ازغرور ايراني و از لطافت هاي عاشقانه ‘ ترانه هاي ماندگار بخواني.
شرح اين عاشقي
ننشيند در سخن....

۱ نظر:

سودا گفت...

درود بر روان پاک فرزند اهورایی ایران زمین