ه‍.ش. ۱۳۹۰ مهر ۱۷, یکشنبه

- خرکیف

این روزها خیلی گرفتارم. پروژه به مسیر گهی افتاده.هنوز استارت نزده کشتی امور مالی کارفرمای محترم! به گل نشسته است و ما الاغ ها هم از کشتی پریدیم بیرون و تا هم فیما خالدون درگل فرو رفته ایم. بدون پول چرخاندن چرخ سنگینی مثل یک پروژه چند ده میلیاردی تقریبا غیر ممکن است. تا امروز از تمام ترفندهای کلامی برای آرام نگه داشتن طلبکاران و کارگران و پیمانکاران استفاده کرده ام ولی خب تحمل آنها هم حدی دارد. عن قریب است که طاقتشان طاق شود و از الفاظ غیر مودبانه در مراودات روزمره شان با من استفاده کنند.
دیروز جلسه هفتگی پروژه را در کارگاه برگزار کردم.یک هیات 12 نفره با خودم به شیراز بردم. تمام آنهایی که هفته های قبل- از روز اول پروژه _ مدام گیر میدادند و تجربیات چندین و چند ساله ام رو زیر سوال می بردند.شب قبلش حس دوگانه ای داشتم.از یک طرف نگران نواقص کارم بودم و از طرف دیگر به خودم می گفتم :"تو که تلاشتو کردی! "
نتیجه اما جالب بود.همه راضی بودند .از مدیر عامل و عضو هیات مدیره بگیر تا معاون و جانشین و کی و کی. همه تشکر کردند و دزدکی شنیدم که حرف های خوب خوب می زدند. البته اینهایی که گفتم جالب نبود چون من آنچه بلد بودم انجام داده بودم و نه چیزی بیش از آن.آنچه که این وسط جالب بود حس خر کیفی ناشی از این تحسین های چپ و راست بود که ته دلم خروار خروار قند آب می کرد و در ما تحت گرامی مان چنان عروسی بر پا شده بود که بیا و تماشا کن.(جهت اطلاع باید بگم که آخر عروسی چاقو کشی هم نشد و ما تحت ما سالم ماند!) خلاصه این حس کودکانه برایم جالب بود.
ولی خب این حس چندان دوامی ندارد . چون طلبکارها با اس ام اس و تلفن های پیاپی واقعیت تلخی را یادآوری می کنند.باید کمی شامورتی بازی کنم. ترفند های پول گرفتن از کارفرما یکی یکی با شکست مواجه می شوند و عرصه روز بروز تنگ تر.عجالتن ترمز پروژه رو گرفته ام و نمی گذارم بیش ازاین بدهی بالا بیاورم ولی خب همان روشن بودن چراغ هم کلی هزینه دارد.(چیزی در حدود ماهانه 100میلیون!!!)
خلاصه اینها رو گفتم که بگویم چرا دیر به دیر سر میزنم.شاید اگر شما جای من بودید بکل تخته می کردید.

پ.ن:دیروز در حال نوشتن این پست یهو برای جلسه زنگ زدند و من بجای ذخیره کردن دکمه انتشار را زدم و تازه امروز صبح متوجه شدم.حالا خوب شد که پیژامه تنم بوده و سوتی نداده ام! در هر صورت از دوستانی که مطلب نیمه کاره را خواندند عذر خواهی میکنم.

۲ نظر:

YEKDARMIAN گفت...

کلا خوشم آمد.
امیدوارم کارفرما یهویی بهت پول برسونه :))

قاصدک گفت...

ممنون.منم امیدوارم بودجه تمام پروژه های عمرانی تامین بشه و سر از ویلاهای تورنتو در نیاره.هر چند که با این دولت و این حکومت چنین چیزی بعید به نظر میرسه. بازم ممنون