ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۲۴, جمعه

- کشفیات یک مُنگل

یک گروه از بچه ها برای پیک نیک تصمیم گرفتن برن کوه نوردی. از بین جمع یکی که از همه پر روتر بود پرید پشت فرمون مینی بوس و حرکت کردن. سر اولین پیچ دیدن که راننده نمیتونه ماشین رو کنترل کنه. همه به فکر افتادن و چندتایی تصمیم گرفتن قبل از اینکه مینی بوس چپ کنه بپرن بیرون. چندتایی عقلشونو بکار انداختن و تصمیم گرفتن سر پیچها در خلاف جهت پیچ بشینن تا ماشین چپ نشه و به همین خاطر در تمام طول مسیر از این طرف مینی بوس به اون طرف مینی بوس خودشونو پرت می کردند. ولی کسی به فکرش نرسید اون الاغی که رانندگی بلد نیست رو از پشت فرمون بردارن و یک راننده وارد بجاش بذارن. قصه ی ما به سر رسید غلاغه آرزو به دل مرد !!!!

۱ نظر:

زردالو گفت...

همچین هم منگل نیست ها...