ه‍.ش. ۱۳۸۹ مهر ۱۰, شنبه

دی ک ت ا ت و ری تا کجا !

هیچ دقت کرده ای روزهایی که خیلی خسته ای قلم در دست نمی چرخد.بیخود نیست طبقه کارگر با روشنفکران جامعه هیچ آشنایی ندارد. برای شکم گرسنه و تن خسته تفکر سیخی چند؟ تازه! بیخود نیست در ایدئولوژی های غیر دموکرات عرق جبین مقدس است وسرمایه داری نکوهیده ! ای خدا: یعنی تو هم؟؟؟

۳ نظر:

یه ناشناس شیرازی گفت...

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی، اما،‌اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا!
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید:
که دروغی تو، دروغ!
که فریبی تو، فریب!
قاصدک هان! ولی ... آخر ... ای وای...
راستی آیا رفتی با باد؟
با توام ، آی! کجا رفتی؟ آی!
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی، جایی؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم، اندک شرری هست هنوز؟
قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند
م.اميد (مهدی اخوان ثالث)

یه ناشناس شیرازی گفت...

چنان رفتار كن كه بشريت را، چه در شخص خود و چه در هركس ديگر،
همواره به مثابه غايتي به شمار آوري و نه هرگز فقط به مثابه وسيله اي»
فرید سیاوش

asemane abi گفت...

مشت تو از پرواز خالیست
نردبان برای چه؟
دستت که به آسمان نمی رسد
تقصیر دیوار نیست
چهارپایه بی فایده است
آرزوهایت را هم بالابیاندازی
به جایی نمی رسد
توجلد این خانه ای
پرهای ترا چیده اند