ه‍.ش. ۱۳۹۰ تیر ۷, سه‌شنبه

- فلسفه بیضوی

در پست قبلی مطالبی مطرح شد که ذاتن بحث سازه و خودم هم به زحمت جمع و جورش کردم ولی امروز که کامنت یوسف رو دیدم خواستم جوابی بهش بدم که دیدم از حد جواب بیشتر شد بنابراین تبدیلش کردم به یک پست جدید. ضمن تشکر از دوستانی که پست طولانی قبلی رو خوندن و همراهی کردند باید به عرض برسونم که:
در مورد اشاره ای که به دین کردم منظورم دین به طور کلی بود. چون تمام حرف های قبل از اون پاراگراف رو اگر دقت کنی یک جورایی پوچگرایانه ست. از طرفی ما توی جامعه مذهبی به دنیا اومدیم و همه مون مسلمون شکمی هستیم . لذا من همیشه توی این تحقیق ها و تفکراتم دنبال جوابهایی از منظر دین هم هستم. نه به دلیل اینکه متحجر یا خشکه مقدسم، نه. بلکه به این خاطر که میخوام جواب کسانی که با چارتا حدیث و روایت می خوان زحمات منو زیر سوال ببرن رو بدم.
در اینجا هم منظور من از دین این بود که اگه طرفداران نظریه های دینی که معتقدند خدا یک تخت پادشاهی داره و یک عصای هری پاتری و یک زمانی عشقش کشیده و فرشته ها رو مجبور کرده براش با گِل بیابون عروسک درست کنن و بعد گرفته از معلوم نیست کجای این عروسک ها توش فوت کرده و اونها هم شدند آدم و بعد  تا یک زمانی مثل این که ما با رفیقمون دیالوگ می کنیم خدا هم با آدمها صحبت میکرده و بعد یهو نو ریسپانس تو پیجینگ شدیم و یک پیغمبری اومده و آنتن رو کنده  و ارتباط قطع شده و این خزعبلات ... خواستم بگم که از دیدگاه دینی گفته شده که بشر اشرف مخلوقاته و هدف از این خلقت نمایش بزرگی خداست ولی :
اولن: بشری که مثل ماها صبح از خواب پا میشه و میره سر کار و عصری خسته و کوفته بر میگیرده و به یک کاری یا تفریحی یا استراحتی مشغول میشه و نمی دونه تو یک وجبی اطرافش چی میگذره چه برسه به اینکه در افلاک و آسمانها چه رازهایی نهفته ست این بشر نمی تونه اشرف مخلوقات باشه. ما همون مرغهای 40 روزه چرخه تولید پروتین هستیم که منطقی ترین کاری که از طریق این خور و خواب و خشم و شهوت مون ( مخصوصن این آخری) داریم انجام می دیم کمک به تکامله. زنجیره تکامل ژنتیکی رو ادامه میدیم بدون اینکه بفهمیم به چه دردی می خوریم. شاید یک کسانی مثل انیشتین یا مولوی ( یا حتی از دیدگاه مذهبیون ، پیغمبر ها) انسان های بزرگی بودند و کمک های بزرگی به بشریت کردند ولی اگه یک لحظه فکر کنیم که خب بشری تولید شده و چهارنفر هم اومدن یخورده صغرا کبرا چیدند. اگه بشر نمی بود نیازی به این صغرا کبرا چیدن ها هم نبود. میبینیم عملن ما خیلی بی خاصیت تر از اونی هستیم که حتی اون جوجه های 40 روزه. از طرفی عقل من به من اجازه نمیده مثل یک نیهیلیست فکر کنم و خودم رو فقط همین چیزی که گفتم ببینم پس میگردم دنبال علامت.یک اتفاقی از روز اول خلقت، از همون لحظه بیگ بنگ یا بنگ بنگ یا کیو کیو یا هر کوفت دیگه ای که انگشت خدا رفت روی دکمه ماشین خلقت و از اون به بعد مثل مور ملخ انواع جک و جونور از گیر ناخن خالق هستی ریختن بیرون ، افتاد و اون این بوده که روز بروز خلقت تکامل پیدا کرده. حتی مارمولک هایی که امروزه زندگی میکنن خیلی کاملتر از دایناسورهای غول پیکر میلیونها سال قبل هستند چه برسه به بشر!
دومن: خب این یک حقیقته که خدا یا همون عقل کل یا نیروی خلقت یا هرچی که منشا این چیزاست بسیار تواناست ولی برای نمایش دادن این توانایی لازمه که یک موجودی وجود داشته باشه که بتونه این بزرگی رو ببینه ولی ما با این آخور بزرگ و دیدگاه کوچکی که داریم نمی تونیم مشاهده کننده بزرگی خدا باشیم. تازه از طرفی به قول همین مذهبیون خلقت یک موهبته. به عبارتی زور زورکی ما رو به دنیا آوردند و اطرافمون خط قرمز کشیدند و اگه دست از پا خطا کنیم میفرستن جهنم( شعبه ای از کهریزک است که بجای بطری نوشابه از گرز آتشین استفاده می کنند!)که این موهبت هم با عقل ناقص وکج و کوج من جور در نمیاد.
سومن:این واقعیت که توانایی ما در مقابل نیروهای خیر و شر( خدا و شیطان یا اهورا و اهریمن) مثل توانایی یک مرغ در مقابل انسانه انکار ناپذیره و به عبارتی انسان عاجز تر از اونیه که بتونه عرض اندامی بکنه و از اون بالاتر بخواد برای چارتا کار کرده و نکرده مجازات بشه. به عبارتی اگر قراره اشرف مخلوقات اینقدر عاجز باشه خب کافی بود همین یک جینگیل اختیار رو هم بهش نمیدادن و می شد فرشته و جهان می شد گلستون.نور می خوردیم تشعشع می ریدیم! لازم نبود همچین چیز ابوالغناسی به وجود بیاد که گه به خلقت بماله.
...
چون این مبحث هم طولانی و بی سرو ته تر از پست قبلی شد بهتر می بینم همینجا مطلب رو درز بگیرم. اگه باز کسی پیدا شد که بخواد ادامه بدیم یک فکری برای ادامه بحث خواهم کرد.

۲ نظر:

زردالو گفت...

اسم پستتون رو جالب و بجا انتخاب کردین قاصدک جان

زردالو گفت...

قاصدک جان این قصه سر دراز دارد .......